نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

85

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

ظهور فرشته در يكى از احوال فرشته‌اى از پشت سر من ظاهر گرديد و مرا عروج داد و در حال عروج با من همراه بود و مرا در دست قدرت خود قرار داد و در آن حال روبروى من در آمد و مرا برگردانيد و نور شعشعانى را در بصيرت من به درخشش در آورد و گفت ، بسم اللّه الذى لا إله الا هو الرحمن الرحيم بنام خدائى كه جز او خداى بخشاينده و مهربانى وجود ندارد پس از اين مرا اندكى عروج داد و سپس پائين آورد . تسبيح فرشتگان در سحرگاهى كه به خلوت نشسته بودم و به ياد حقتعالى پرداخته و بذكر او مشغول بودم صداى تسبيح فرشتگان را مىشنيدم و چنان مىپنداشتم كه حضرت حقتعالى در آسمان دنيا نزول اجلال فرموده در اين موقع احساس كردم كه فرشتگان به سرعت هر چه تمام‌تر بذكر خود اشتغال مىورزند و گوئيا از حضرت او در بيم افتاده و از او پوزش مىطلبيدند و همانند كودكى بودند كه پدرش بر او غضبناك شده و تصميم گرفته تا او را تازيانه بزند و او هم جمله تبت تبت را تكرار مىكند . آرى در آن هنگام از فرشتگان كه از شدت خشم پروردگار به هراس افتاده بودند اين كلمات را مىشنيدم كه مىگفتند يا قادر